close
تبلیغات در اینترنت
خرید دامنه
مطالب خنده دار

***...jaleb...***

محل تبلیغ شما محل تبلیغ شما

حسنـی قصـه ها؛ به روایـت امـروزی، تـو دنیـای مجـازی

ا موضوع: جالب انگیز,مطالب خنده دار,جالب انگیز,

حسنـی قصـه ها؛ به روایـت امـروزی، تـو دنیـای مجـازی

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org



تعداد بازديد : 43
تاریخ انتشار: یکشنبه 22 دي 1392 ساعت: 2:21بعد از ظهر
ادامه مطلب
نظر

جملات ته خنده ویژه شب یلدا ۹۲

ا موضوع: جالب انگیز,مطالب خنده دار,

جملات ته خنده ویژه شب یلدا ۹۲

 

جملات ته خنده ویژه شب یلدا 92

ادامه مطلب



تعداد بازديد : 28
تاریخ انتشار: یکشنبه 24 آذر 1392 ساعت: 5:51بعد از ظهر
ادامه مطلب
نظر

خنده دارترین پ نه پ آذر ماه ۹۲

ا موضوع: جالب انگیز,مطالب خنده دار,جالب انگیز,

خنده دارترین پ نه پ آذر ماه ۹۲

خنده دارترین پ نه پ آذر ماه 92

دکتر به مریضش میگه متاسفانه تو عکس پاتون از دو ناحیه شکسته
یارو میگه یعنی میخوایید گچ بگیریدش؟
پ ن پ می خوام بدم بچه ها با فتوشاپ درستش کنند

——————-

دل دردهای شدید دارم دکتر نوشته سونوگرافی رفتم یارو میگه به خاطر دل دردهات سونوگرافی اومدی
پ ن پ اومدم ببینم بچه ام اگه دختره بندازمش آخه شوهرم دختر دوست نداره

———————–

تو مراسم خواستگاری بودم که دختر خانم با سینی چایی اومد داخل !
شروع کرد به چایی دادن رسید به من سینی رو گرفت جلوم و گفت بفرمایین
گفتم ممنون اهلش نیستم
گفت منظرتون چاییه؟
پ ن پ ازدواجو میگم

—————–

رویه پشت بوم خونشونو داشتند اسفالت میکردنند یکم اسفالت اضافه میاد
پسرش میگه بابا میخوای بریزش دور
پ ن پ یه سرعت گیر می زنیم رو پشت بوم

——————————–

رفتم سرِ خاکِ مادربزرگم دارم با یه تیکه سنگ کوچولو میزنم به سنگِ قبرش
خانومه اومده میگه می خواى فاتحه بخونى؟
میگم پ ن پ کلید نیاوردم موندم پشتِ در

—————————

دمِ تلفن همگانی به یارو میگم : میشه بدین منم یه زنگ بزنم؟
میگه : کارت تلفونو؟
پ ن پ شماره اونی که باهاش حرف میزدیو

——————–

رفتم کفاشی میگم : آقا واکس دارید؟
میگه: واسه کفشت میخوای؟
میگم : پ ن پ رنجرم برای استتار صورتم می خوام

————————

می گم صبح ساعت ۵ دارم میرم تنگ کوه
میگه اه با دوستات؟
پ ن پ با فرشته هایی که صبح های زود برا شمارش ثواب ها دورم جمع می شن

——————-

رفتم سر قبر بابابزرگم
یارو اومده پیشم نشسته میگه فوت کردن؟
پ ن پ فردا امتحان ریاضی داره خودشو زده به خواب که نره

——————

رفتم رستوران یارو میگه غذا میل دارید قربان؟
پ نه پ اومدم ببینم اینجا حقوق خوبه؟

——————

از کارت راضی هستی یا نه
همسایمون ساعت ۱ شب پیانو زدنش گرفته رفتم دم خونش
میگه صدای پیانو اذیتتون می‌کنه؟
میگم پ نه پ می‌خواستم آهنگ سلطان قلبها رو درخواست کنم برامون بزنی‌ حالشو‌ ببریم

—————-

یارو دو ساعت داره خودپردازو انگولک می کنه تازه برگشته می گه شمام کار دارین ؟
پ نه پ وایستادیم اینجا بنیه و پشتکارِ شما رو سرلوحه زندگیمون قرار بدیم

——————–

به یارو میگم قالپاق ریو دارین؟
می پرسه ماشینت ریو هست ؟
پ نــه پ لامبورگینیه قالپاق ریو می ندازم ریا نشه

———————

ماشینو تو روزنامه تبلیغ کردم
می گه می خوای بفروشیش؟
پ ن پ معدلش بیست شده ازش قدردانی کردم

—————–

صبح پاشدم به زور دارم لباس میپوشم
بابام میگه کلاس داری؟
پ ن پ نگران لباسم شدم پاشدم ببینم هنوز اندازمه یا نه

—————-

ماشینه تا شیشه جمع شده
یه نفر اون بغل افتاده پارچه سفید روش کشیدن
یارو داره رد میشه می گه مرده؟
پ نه پ تصادف خستش کرده خوابیده

—————-

عکس برادرزاده هامو نشون دوستم دادم با مامانشون
برگشته میگه اِ داداشت زنم داره؟
پ نه پ اینا رو تو قرعه کشی بانک برنده شده

——————–

شب خونه ی پسرخالم بودم داشتیم فیلم میدیدیم
خالم میاد تو اتاق منو میبینه
میگه : تویی؟
پ ن پ دزدم اومدم یه فیلم ببینم برم

———————–

یارو اومد تعمیرگاه گفت : برای لپ تاپم رَم می خوام
گفتم: داریم
گفتش :مطمئنی برای لپ تاپه ؟
پ ن پ برای pc ـه می خوام بُکُنم تو پاچـــت

——————-

 

از راننده اتوبوس میپرسم چقدر شد؟
می گه ۳۵۰ بهش ۴۰۰ تومن دادم
می گه یه نفری؟
پ نه پ کل اتوبوس مهمونه من



تعداد بازديد : 20
تاریخ انتشار: شنبه 16 آذر 1392 ساعت: 10:13قبل از ظهر
نظر

به دختر بودنت افتخار کن ـ طنز

ا موضوع: جالب انگیز,مطالب خنده دار,جالب انگیز,متفرقه,متفرقه,

به دختر بودنت افتخار کن ـ طنز

images5

جملات طنز دخترانه که باعث افتخار کردن به این که دختر هستید می شود . دوستان این مطلب فقط جنبه طنز دارد سوء استفاده نکنید .

۱- هیچ وقت مجبور نیستی به تعداد موهای سرت بری خواستگاری.کافیه فقط یه “بله” کوچولو بگی اونم با هزار منت و ناز و کرشمه.

۲- به سادگی آب خوردن می تونی چند تا پسر رو تو کوچه به جون هم بندازی.(روشش رو خود خانما بهتر می دونن.پس نیازی به نوشتن نیست!!)

۳- هیچ موجود دیگه ای مثل تو تا این حد ریزبین و بادقت نیست که در یک نگاه، مارک کفش زری خانم یا مدل موهای کبری جونو بفهمه.

۴- خوب می تونی نقش بازی کنی.

۵- آنقدر زود همه چی رو می گیری که شش سال زودتر از اقایون به تکلیف می رسی.

۶- بزرگترین پوئن:خیالت از بابت سربازی راحته!صد سال سیاهم که دانشگاه قبول نشی ککتم نمی گزه.

۷- تو اماکن عمومی با خیال راحت می تونی جیغ و داد راه بندازی چون به هر حال کی وجودشو داره که رو یه دختر صداشو و احیانا خدایی نکرده دستشو بلند کنه؟!!

۸- در تاریخ جهان به زیرکی معروفی.

۹- می تونی هزار بار هم فیلم رومئو و ژولیت رو ببینی و باز گریه کنی.

۱۰- و مهم تر اینکه هیچ وقت از گریه کردنت خجالت نمی کشی.

۱۱- یه چیز باحال:هم دامن می پوشی و هم شلوار!

۱۲- بهشتم که زیر پای امثال شماست.

۱۳- فقط تویی که می دونی بوی خاک بارون زده تو شبای پاییزی چه جوریه.

۱۴- از قدیم گفتن:پشت هر مرد موفقی زنی باذکاوت بوده.

۱۵- هیچ کی نمی دونه دقیقا تو فکرت چی می گذره؟فروید، پدر روانشناسی جهان گفته:بزرگترین سوالی که هرگز پاسخ داده نشده و من هم هرگز پاسخ ان را نیافته ام این است که یک زن چه می خواهد؟

۱۶- چند تا از جنگ های بزرگ تاریخ جهان به خاطر عشق شدید مردها به جنس تو بوده.

۱۷- نماد الهه عشق، زیبایی، جنگ و عقلانیت در یونان باستان به شکل زنه.

۱۸- هزار جور مدل خنده ،داری که هر کدوم رو یه موقع تحویل بقیه می دی.

۱۹- با اینکه از مردا ضعیف تری ولی لازم نیست صدتا کلاس کاراته و تکواندو و از این جور چیزا بری…به یه چنگ و گیس کشی بسنده می کنی.

 

۲۰- یادت باشه که خداوند، تمام جهان رو به خاطر برکت وجود یک زن افرید.(خانم فاطمه زهرا(س))



تعداد بازديد : 26
تاریخ انتشار: شنبه 16 آذر 1392 ساعت: 10:11قبل از ظهر
نظر

داستان کوتاه خنده دار دختر باهوش ایرانی

ا موضوع: جالب انگیز,مطالب خنده دار,جالب انگیز,متفرقه,متفرقه,

داستان کوتاه خنده دار دختر باهوش ایرانی

داستان کوتاه خنده دار دختر باهوش ایرانی

دوستان این داستان کوتاه را بخوانید در عین حال که یک سوتی خیلی خنده دار در این ماجرا نهفته هست همین سوتی باعث از دست دادن یک زندگی خوب می شود .
یکی از دوستام با یه پسر خیلی پولدار دوست شده بود و تصمیم داشت هر طور شده باهاش عروسی کنه ، تو یه مهمونی یه دفعه از دهنش پرید که ۵ ساله دفتر خاطرات داره و همه چیزشو توش می نویسه ، این آقا هم گیر داد که دفتر خاطراتتو بده من بخونم!
از فردای اون روز مژگان و من نشستیم به نوشتنه یه دفتر خاطرات تقلبی واسش ، من وظیفه قدیمی جلوه دادنشو داشتم …، ۱۰ جور خودکار واسش عوض کردم ، پوست پرتقال مالیدم به بعضی برگاش …، چایی ریختم روش …
مژی هم تا می تونست خودشو خوب نشون داد و همش نوشت از تنهایی و من با هیچ پسری دوست نیستمو خیلی پاکم و اصلا دنبال مادیات نیستم و فقط انســــانیت برام مهمه و …
بعد از یک هفته کار مداوم ما و پیچوندن آقای دوست پسر ، دفتر خاطراتو برد و تقدیم ایشون کرد … آقای دوست پسر در ایکی ثانیه دفتر خاطرات رو بر فرق سر مژگان کوبید و گفت :
منو چی فرض کردی؟ اینکه سالنامه ۱۳۹۰ هست! تو ۵ ساله داری تو این خاطره می نویسی؟

 

و اینگونه بود که مژگان هنوز مجرد است…


تعداد بازديد : 67
تاریخ انتشار: شنبه 16 آذر 1392 ساعت: 10:9قبل از ظهر
نظر

جوك و اس ام اس خنده دار

ا موضوع: جالب انگیز,مطالب خنده دار,جالب انگیز,متفرقه,متفرقه,

جوک و اس ام اس

 

این ماجرا کاملا واقعی است ! :
گفتم : مادر!
گفت : جانم!
گفتم : درد دارم!
گفت : بجانم!
گفتم : خسته ام!
گفت : پریشانم!
گفتم : گرسنه ام!
گفت : بخور از سهم نانم!
گفتم : کجا بخوابم!
گفت : روى چشمانم!
گفتم : پارچ آب برگشت رو فرش!
گفت : اى خدا ذلیلت کنه ، بمیرى راحت بشم از دست !
لبخندلبخندلبخند
ادامه مطلب


تعداد بازديد : 22
تاریخ انتشار: چهارشنبه 01 آبان 1392 ساعت: 5:47بعد از ظهر
ادامه مطلب
نظر

تـفاوتهای مدیـریت در آنـدولند و ایـندولند (طنز)

ا موضوع: بخش عکس,عکس های خنده دار,عکس های متفرقه,جالب انگیز,مطالب خنده دار,جالب انگیز,متفرقه,متفرقه,

تـفاوتهای مدیـریت در آنـدولند و ایـندولند (طنز)

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


در آندولند: موفقیت مدیر بر اساس پیشرفت مجموعه تحت مدیریتش سنجیده می شود.

امـا در ایندولند: موفقیت مدیر سنجیده نمی شود، خود مدیر بودن نشانه موفقیت است.


در آندولند: مدیران بعضی وقتها استعفا می دهند.

امـا در ایندولند: عشق به خدمت مانع از استعفا می شود.


در آندولند: افراد از مشاغل پایین شروع می كنند و به تدریج ممكن است مدیر شوند.

امـا در ایندولند: افراد مدیر مادرزادی هستند و اولین شغلشان در بیست سالگی مدیریت است.


در آندولند: برای یك پست مدیریت، دنبال مدیر می گردند.

امـا در ایندولند: برای یك فرد، دنبال پست مدیریت می گردند و در صورت لزوم این پست ساخته می شود.


در آندولند: یك كارمند ساده ممكن است سه سال بعد مدیر شود.

امـا در ایندولند: یك كارمند ساده، سه سال بعد همان كارمند ساده است، در حالیكه مدیرش سه بار عوض شده است.


در آندولند: اگر بخواهند از دانش و تجربه كسی حداكثر استفاده را بكنند، او را مشاور مدیریت می كنند.

امـا در ایندولند: اگر بخواهند از كسی هیچ استفاده ای نكنند، او را مشاور مدیریت می كنند.


در آندولند: اگر كسی از كار بركنار شود، عذرخواهی می كند و حتی ممكن است محاكمه شود.

امـا در ایندولند: اگر كسی از كار بركنار شود، طی مراسم باشكوهی از او تقدیر می شود و پست مدیریت جدید می گیرد.


در آندولند: مدیران بصورت مستقل استخدام وبركنار میشوند، ولی بصورت گروهی و هماهنگ كار میكنند.

امـا در ایندولند: مدیران بصورت مستقل و غیرهماهنگ كار می كنند، ولی بصورت گروهی استخدام و بركنار می شوند.


در آندولند: برای استخدام مدیر، در روزنامه آگهی می دهند و با برخی مصاحبه می كنند.

امـا در ایندولند: برای استخدام مدیر، به فرد مورد نظر تلفن می كنند.


در آندولند: زمان پایان كار یك مدیر و شروع كار مدیر بعدی از قبل مشخص است.

امـا در ایندولند: مدیران در همان روز حكم مدیریت یا بركناریشان را می گیرند.


در آندولند: همه می دانند درآمد قانونی یك مدیر زیاد است.

امـا در ایندولند: مدیران انسانهای ساده زیستی هستند كه درآمدشان به كسی ربطی ندارد.


در آندولند: شما مدیرتان را با اسم كوچك صدا می زنید.

امـا در ایندولند: شما مدیرتان را صدا نمی زنید، چون اصلاً به شما وقت ملاقات نمی دهد.


در آندولند: برای مدیریت، سابقه كار مفید و لیاقت لازم است.

امـا در ایندولند: برای مدیریت، مورد اعتماد بودن كفایت می كند.



تعداد بازديد : 22
تاریخ انتشار: دوشنبه 22 مهر 1392 ساعت: 6:35بعد از ظهر
نظر

اگـه میتـونـی بـگو ! (تـکرار جـملات سخـت)

ا موضوع: جالب انگیز,مطالب خنده دار,جالب انگیز,متفرقه,متفرقه,

اگـه میتـونـی بـگو ! (تـکرار جـملات سخـت)

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


آیا تا به حال در جمع دوستان یا خانواده شما شخصی بوده که با گفتن یه جمله سخت شما رو تشویق به تکرار اون جمله کرده باشه؟ آیا تا به حال ضایع شده اید!؟ دیگر نگران نباشید! ما برای شما برنامه تلافی ویژه ای داریم مجموعه ای از جملات تکرار نشدنی براتون جمع آوری کردیم که شما را به جنگ با آنها تشویق میکند با ما همراه باشید در تکرار تکراری جملات سخت تکراری !


5 بار سریع بگو : 
سه دزد رفتن به بز دزدی ُ یه دزد یه بز دزدید ُ یه دزد دو بز دزدید

5 بار بگو : 
دستم در دبه بود دبه درش دستم بود !

3 بار بگو : 
ﯾﻪ ﯾﻮﯾﻮﯼِ ﯾﻪ ﯾﻮﺭﻭﯾﯽ

5 بار بگو : 
لای رولت رنده ی لیمو رفته

این جمله رو اگه 2 بار هم بتونی بگی هنر کردی : 
چه ژست زشتی

3 بار تکرار کن : 
دل به دلت دله این دله دل مرده بده بده دل که بد آورده

3 بار بگو : 
سه سیر سرشیر سه شیشه شیر!

3 مرتبه تکرار کن : 
لیره رو لوله لوله رو لیره

این جمله رو 5 بار تکرار کن : 
ششلیک شنسل شنسل ششلیک

3 بار پشت سر هم بگو : 
سپر عقب ماشین جلویی زد به سپر جلو ماشین عقبی

این جمله رو 5 بار تکرار کن : 
کانال کولر تالار تونل

جمله سخت زیر رو 5 بار تکرار کن : 
قوری گل قرمزی

5 بار سریع بگو : 
افسر ارشد ارتش اتریش

5 بار بگو : 
اگزیستانسیالیسم !

7 بار بگو : 
شست، سشوار کرد

5 بار تکرار کن : 
شیخ شمس علی در شمس آباد

3 بار سریع بگو : 
6 سیخ جیگر سیخی 6 هزار

3 مرتبه سریع بگو : 
تاجر تو چه تجارت می کنی، تو را چه که چه تجارت می کنم؟

7 بار سریع بگو : 
لورل روی ریل راه میرفت

3 بار تکرار جمله سخت : 
دختر خر ما تو دخل و خرج خیط کاشته بود

سریع و پشت سر هم چند بار بگو : 
کارل و لرل کارها رو رله کردن

5 بار سریع بگو : 
دزدی دزدید ز بز دزدی بزی عجب دزدی که دزدید ز بز دزدی بزی

5 بار تکرار کن : 
سه دزد رفتن به بز دزدی یه دزد یه بز دزدید یه دزد دو بز دزدید

3 بار سریع بگو : 
ششلیک شنسل، شنسل ششلیک

7 بار بگو سریع : 
دستِ راستِ ماستِ سُسه

سریع 3 بار بگو : 
کوکتل کتلت، کتلت کوکتل

هفت بار سریع بگو : 
رالی لاری

به لنکنت زبون نیوفتی ! 5 بار بگو : 
سمسار تو سمساریش پوست سوسمار داشت

حالا جمله زیر رو تکرار کن چند بار : 
منوچهر با یه بقچه پر تربچه، توی باغچه، خورد پیازچه!

پشت سر هم 5 بار بگو : 
ریله رو روله روله رو ریله

جمله زیر رو 3 بار تکرار کن : 
انگور انبه ازگیل اورانگوتان

سین و شینت نزنه ایشالا 5 بار بگو : 
سه سیخ سوشی، سیخی شیش هزار

سریع 5 بار بگو : 
زیرۀ ریزه میزه از زیر میز می ریزه

زود، تند، سریع 3 بار بگو : 
غولارو با قند گول می زنیم

7 بار زود بگو : 
ریش شیری سیبیل شیری، سیبیل شیری ریش شیری

3 بار سریع بگو : 
این باد چه بد باد بدی بود که من باد به بد بادی این باد دگر باد ندیدم

5 بار تکرار کن : 
به نام وجودی که وجودم از وجود پر وجودش بوجود آمده است.

این جمله ترکی هست ، 5 بار بگو : 
"سانجلاندرانلاردانده"
یعنی : این از اونها (میوه یا هر چیز دیگه ای) هست که اگه بخوریش دل درد میگیری.

و در آخر جمله انگلیسی زیر رو اگه یه بار هم بتونی بگی قبوله : 
Three witches watch three Swatch watches, Which witch watch which Swatch watch
یعنی : سه جادوگر به سه ساعت سواچ نگاه میکنند؛ کدام جادوگر به کدام ساعت نگاه میکند


در پایان امیدواریم هیچکدومتون لکنت زبان نگرفته باشید !



تعداد بازديد : 11
تاریخ انتشار: شنبه 20 مهر 1392 ساعت: 10:52قبل از ظهر
نظر

دقایـقی با خانـواده مشهدی رضا عـطاران

ا موضوع: بخش عکس,عکس های اشخاص مشهور,عکس های متفرقه,جالب انگیز,مطالب خنده دار,جالب انگیز,متفرقه,بروزترین ها,متفرقه,مناسبت ها,


تعداد بازديد : 32
تاریخ انتشار: چهارشنبه 03 مهر 1392 ساعت: 1:12بعد از ظهر
نظر

پیـشنهادهایـی برای پـول در آوردن!

ا موضوع: بخش عکس,عکس های خنده دار,عکس های متفرقه,جالب انگیز,مطالب خنده دار,جالب انگیز,متفرقه,بروزترین ها,متفرقه,مناسبت ها,

پیـشنهادهایـی برای پـول در آوردن!

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


زومیت: از آنجا که به دنبال راهی می‌گردیم تا به سرعت پولدار شده و به رویاهای گیک‌وار خود برسیم، حالا دست به کار شدیم و با جمع آوری چندین راه حل کاربردی و در دسترس، تلاش نمودیم راه را برای کسب درآمد بیشتر روشن‌تر کنیم. لطفا به ادامه مطالب این پست توجه کنید:

ادامه مطلب



تعداد بازديد : 16
تاریخ انتشار: چهارشنبه 27 شهريور 1392 ساعت: 11:12قبل از ظهر
ادامه مطلب
نظر

چـرا بـرخی کودکان از رفتـن به مدرسـه می‌ترسنـد؟

ا موضوع: بخش عکس,عکس های خنده دار,عکس های متفرقه,جالب انگیز,مطالب خنده دار,جالب انگیز,متفرقه,بروزترین ها,متفرقه,مناسبت ها,

چـرا بـرخی کودکان از رفتـن به مدرسـه می‌ترسنـد؟

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


 ترس از محیط مدرسه

چند روز دیگر قرار است حسین به مدرسه برود، لباس فرمش آماده شده و کیف و کفش و وسایلش را به کمک مامان خریده​و موهایش را هم کوتاه کرده و حالا قرار است یک پسر منظم و مرتب و باسواد شود.
اما او هنوز به پای مامان و بابا آویزان می شود که می خواهم در خانه بمانم و نمی خواهم به مدرسه بروم.


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


تا حالا چند بار وسایل مدرسه اش که منظم و مرتب توی کمدش چیده شده بود، گم شده و مامان کلی خانه را گشته تا آن را پیدا کرده است. بی خبر از این که حسین به امید این که وقتی وسایل نباشد به مدرسه راهش نمی دهند آنها را پنهان می کرده است. مامان نمی داند علت ترس حسین چیست. او در مهدکودک و پیش دبستانی هیچ مشکلی نداشته، اما حالا​ نمی خواهد به مدرسه برود و می گوید بگذارید بی سواد باشم ! اما بیایید با مامان حسین فکر کنیم چه چیزهایی می تواند حسین کوچولو را بترساند؟

 ترس از بچه های بزرگ تر

مامان تحقیق می کند و متوجه می شود در میان بچه های مجتمعی که در آن زندگی می کنند یک پسر کلاس سومی هست که بر سر موضوعی با حسین دعوایش شده و او را تهدید می کند.


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


وقتی می پرسد که این بچه کدام مدرسه می رود متوجه می شود او هم مدرسه ای پسرش است. حسین هیچ چیز نمی گوید، اما شاید وقتی آن پسر زورگویی کرده و حسین زیر بار نرفته، تهدید کرده باشد که در مدرسه تلافی اش را سرش در می آورد. مامان تصمیم می گیرد برای جلوگیری از این ترس حسین او را برای چنین شرایطی آماده کند.

با او به مدرسه می رود و به او یاد می دهد​اگر اعتراض یا شکایتی داشت به چه کسانی و کجا مراجعه کند. او به حسین یاد می دهد با بچه های بزرگ تر به جاهای خلوت نرود و خصوصا اگر با کسانی که او را تهدید می کنند تنها ماند سریع محل را ترک کند. مامان به حسین یاد می دهد اگر زورش نمی رسد، اگر کسی به او حمله کرد فرار کند و هم زمان با فریاد از دیگران کمک بخواهد.


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


مادر به کودک اطمینان می دهد با ناظم مدرسه صحبت کرده و از او خواسته حواسش به حسین باشد. مادر او را آماده می کند، اما همزمان حواسش هست که او را متقاعد کند میلیون ها کودک دارند درس می خوانند و بیرون از خانه آنقدر هم که او می ترسد ناامن نیست. مادر برای مراقبت بیشتر از حسین، او را خود به مدرسه می برد و می آورد.

 ترس از بزرگ شدن

مادر به خاطر می آورد یک بار که در مورد بزرگ شدن او و رفتنش به مدرسه صحبت با هم کرده اند حسین گفته نمی خواهد به این زودی بزرگ شود. او هنوز کودک است و نمی تواند مثل پدر هر روز سر کار برود!


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.net


شاید حسین از بزرگ شدن و جدی شدن مسائل واهمه دارد. به همین دلیل مادر او را به مدرسه می برد و همه جاهایی را که برای تفریح و ورزش بچه ها تجهیز شده است به او نشان می دهد. او از دوستان جدیدی صحبت می کند که در مدرسه پیدا خواهد کرد و روزهایی که دیگر دلش برای خانه تنگ نمی شود بلکه برای مدرسه و دوستان و معلمانش دلتنگ خواهد شد.

 ترس از رها شدن

یک روز مریم و مادرش به خانه​حسین آمده بودند و بچه ها با هم بازی می کردند. مریم مدام اسباب بازی​های حسین را به مادرش نشان می داد و می گفت باید از این برایم بخری. مادر مریم یک دفعه گفت: کی بشه بری مدرسه از دست تو یکی هم خلاص بشم.


گروه اینترنتی پرشیـن استار | www.Persian-Star.org


مادر حسین به یاد آورد که حسین وقتی این حرف را شنید توی فکر رفت و مادر مریم می گفت مریم می گوید: شما دیگر مرا دوست ندارید و می خواهید مرا بفرستید مدرسه که از دستم خلاص شوید!

مادر حسین با خودش می گوید: نکند حسین هم همین فکر را می کند؟ به همین دلیل از حسین می خواهد بازی را کنار بگذارد و کنار او بنشیند و به همراه پدرش برای او تعریف می کنند وقتی کوچک بود چقدر ضعیف و ناتوان بود و چقدر وقت زیادی باید صرف می کردند تا از او مراقبت کنند و به او گفتند که کم کم بزرگ تر شد و مدرسه رفتن اولین قدمی است که مستقل برمی دارد و بابت این موضوع بابا و مامان خیلی خوشحال هستند چون او حالا بچه عاقل تر و مستقل​ تری شده است نه این که کلا مستقل شده باشد یا رهایش کرده باشند.


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


مادر او را سخت در آغوش می کشد و می گوید: تو پیر هم که بشوی پسر عزیز خودمی.

 پای صحبت مشاور :

مادر نکاتی را نیز از مشاور مدرسه کودکش می آموزد. او می گوید :

- مدرسه، ناظم و معلم را وسیله تهدید کودک قرار ندهید.

- سعی کنید علت اصلی ترس کودک را پیدا و آن را حل کنید.

- از سرزنش و مقایسه و تحقیر فرزندتان پرهیز کنید و دوست داشتن او را مشروط به مدرسه رفتن نکنید و به او نگویید مدرسه رفتن عامل دوست داشته شدن اوست و اگر مدرسه نرود مادرش نمی شوید.

- دلیل مدرسه رفتن را برای کودک می توان یک قانون اجتماعی بیان کرد.

- با او در مورد مشکلات مدرسه نرفتن یا به دست نیاوردن شغل مناسب در صورت مدرسه نرفتن، صحبت نکنید.

- به او توانایی مراقبت از خود را در مدرسه بیاموزید و سعی کنید حتی اگر کودک سردرد و سایر علائم اضطراب را نشان داد، او را از مدرسه رفتن معاف نکنید چون به زودی این علائم از بین می رود، اما در خانه ماندن این حالت ها را تثبیت می کند.

- وقتی کودک از مدرسه به منزل برمی گردد، حتما باید یکی از اعضای خانواده در کنار او باشد.

- اجازه دهید کودک درباره احساسش در مورد مدرسه صحبت کند. اگر لازم شد والدین ساعاتی را در دفتر مدرسه بمانند تا کودک میان ساعات کلاس با دیدن آنها آسوده شود و کم کم این حضور کاهش یابد. می توان ساعات حضور کودک را در مدرسه کم کم افزایش داد.


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

نوشته ماندانا ملاعلی در چاردیواری جام جم



تعداد بازديد : 17
تاریخ انتشار: چهارشنبه 27 شهريور 1392 ساعت: 11:10قبل از ظهر
نظر

پیامک های طنز و خنده دار جدید

ا موضوع: جالب انگیز,مطالب خنده دار,جالب انگیز,متفرقه,متفرقه,

پیامک های طنز و خنده دار جدید

پیامک های طنز و خنده دار جدید

به غضنفر میگن میتونی نقش یوسف را بازی کنی میگه اره ولی نمیتونم پیشنهاد زلیخا را رد کنم!!




تعداد بازديد : 37
تاریخ انتشار: جمعه 01 شهريور 1392 ساعت: 10:22قبل از ظهر
ادامه مطلب
نظر

شعری برای «تراختور»

ا موضوع: جالب انگیز,مطالب خنده دار,جالب انگیز,متفرقه,متفرقه,مناسبت ها,
شعری برای «تراختور»

سس له یر آما، در آخر "زرد پولکی"(!) ربوده جام برتر را

اگر آن تیم تبریزی رباید جام برتر را 
به مرد ارشدش بخشم، نه تافتون، بلکه بربر را 

اگر هر تیم فوتبالی ستاره در برش دارد 
"تراختور" بهر خود دارد همانجا "دب اکبر" را

"امیر قلعه نویی" شاد گردد وقت بردن ها
  به وقت گل زدن هم "رقص لزگی ها" دلبر را

"90" روزی، 90 بار از "تراختور" قصه می سازد
 بیا "عادل" تمامش کن، تو تکرار مکرر را 

"چرا وقتی نشان می داد درصد را  آقا فردوس پور می خند؟!"
چرا برد اعتبار و ارزش آن تیم احمر را ؟

"تراختور" جان! تو که دیروز بودی صدر جدول ها   
 چرا دوم شدی، کندی تو امشب لنگه ی در را !

الا ای تیم تبریزی که کردت قدرتت مغرور    
 برو پیدا بکن از بین مسئولین، مقصر را 

همه ترکان تبریزی و ترکان سمرقندی
هواداری کنند اما، ندیدی سیل لشگر را 

تراختور تیمی نی هر یر ده تورک لر سس له یر آما
 در آخر "زرد پولکی"(!) ربوده جام برتر را

"عمواوغلی" قیسّا یاز، بس دی ، سوزون چوخدور گئجه گچدی
 اونوتما سن تراختوری ، رها کن شعر و دفتر را!

شعر از : بهمن وخشور(عمواوغلی)



تعداد بازديد : 35
تاریخ انتشار: دوشنبه 03 تير 1392 ساعت: 8:29قبل از ظهر
نظر

جالب ترین پرنده های رکورد شکن +تصاویر

ا موضوع: بخش عکس,عکس های اشخاص مشهور,عکس های خنده دار,عکس های متفرقه,عکس های طبیعت,جالب انگیز,مطالب خنده دار,جالب انگیز,متفرقه,بروزترین ها,متفرقه,

 

جالب ترین پرنده های رکورد شکن +تصاویر

هر روز پرنده ها را در آسمان می بینیم که آزادانه در آسمان می چرخند. این موجودات شگفت انگیز سیستم بدنی جالبی دارند به طوری که سال ها انسان ها آرزو داشتند دقایقی مانند پرندگان در آسمان پرواز کنند اما دنیای این موجودات شگفت انگیز پیچیده تر از آن چیزی است که ما می توانیم حدس بزنیم.

 

 هر روز پرنده ها را در آسمان می بینیم که آزادانه در آسمان می چرخند. این موجودات شگفت انگیز سیستم بدنی جالبی دارند به طوری که سال ها انسان ها آرزو داشتند دقایقی مانند پرندگان در آسمان پرواز کنند اما دنیای این موجودات شگفت انگیز پیچیده تر از آن چیزی است که ما می توانیم حدس بزنیم.

دسته های مختلفی از پرندگان در آسمان پرواز می کنند و هر کدام ویژگی های منحصر به فردی دارند. پرندگان به مانند انسان ها رکوردهای خاصی را در اختیار دارند که در کتاب رکوردهای گینس ثبت شده است. این رکوردها گاهی جالب و گاهی عجیب هستند. دانستن برخی از رکوردهای جالب و شگفت انگیز خالی از لطف نخواهد بود.
بدلکارترین پرنده 
بدلکاری با هواپیما را حتما دیده اید که در طی آن خلبان پرواز های حیرت آوری انجام میدهد و چندین بار با جانش بازی می کند اما شاید این نکته را ندانید که تمام این کارها از روی پرنده ای به نام "رولر اروپایی" گرفته شده است. این پرنده به عنوان بدلکارترین پرنده دنیا شناخته می شود. حرکات جالب این پرنده از دورهای 360 درجه در حال پرواز تشکیل می شود همچنین در جنگل سعی می کند با سرعت از میان شاخه های درختان عبور کند. این پرنده قادر است هر مانور خاص و خطرناکی را انجام دهد. 
قوی ترین پرنده 
با توجه به اینکه پرنده های قدرتمند بسیاری در دنیا زندگی می کنند اما "عقاب هارپی" لقب قوی ترین را به خود اختصاص داده است. این عقاب اهل آمریکای جنوبی بوده و در سن بلوغ نزدیک به 10 کیلوگرم وزن دارد. این عقاب می تواند فشاری معادل با 200 کیلوگرم بر متر مربع را با پنجه هایش وارد کند. این نیرو به تنهایی می تواند بازوی انسان را مانند چوب خشک خرد کند. "عقاب هارپی" همچنین توانایی کشتن حیوانات بزرگی مانند میمون را نیز دارد. کارشناسان می گویند این پرنده از گونه های مختلف پرندگان کوچک تر از حفاظت می کند. 
قدیمی ترین گونه پرندگان زنده
معمولا با شنیدن کلمه ابتدایی ترین به یاد موجوداتی می افتیم که چهره ای به مانند دایناسورها داشته باشند اما در میان پرندگان "هوآتزین" قدیمی ترین گونه پرنده ای است که هنوز هم بر روی زمین زندگی می کند. این پرندگان از اقوام دایناسورهای پرنده هستند که در زمان دایناسورها منقرض شدند. "هوآتزین" دارای چهره ای به مانند دایناسورهاست و نکته جالب در مورد آن این است که دستگاه گوارشی به مانند گاوها دارد.
کوچکترین پرنده 
از دل جنگل های کوبا پرنده ای به نام "هامنگبرد" بیرون آمده است که سال هاست رکورد کوچکترین پرنده دنیا را در اختیار دارد. این پرنده تنها 2 سانتی متر طول دارد و به راحتی بر روی شاخه ای به باریکی مداد زندگی کند.  از جمله نکات جالب در مورد این پرنده رکورد بال زدن آن در ثانیه است. این پرنده توانایی ان را دارد که 80 بار در ثانیه بال های خود را تکان دهد. این پرنده با توجه به جثه کوچکی که دارد خیلی کم شکار می شود و معمولا به عنوان دوست تمام پرنده ها شناخته میشود.
عمقترین شناگر 
پنگوئن ها به خاطر ظاهری که مشابه با انسان ها در خارج از آب دارند و البته سبک بامزه راه رفتنشان بسیار محبوب هستند. این پرنده ها در آب کمی متفاوت اند زیرا برخلاف انسان ها توانایی های بسیار عجیبی دارند. بیشترین عمقی که انسان ها توانسته اندبدون دستگاه به آن برسند بیش از 70 متر نیست ولی پنگوئن ها به طور شگفت انگیزی می توانند تا عمق 500 متری از اقیانوس ها پایین بروند.
منبع:پارسینه

 



تعداد بازديد : 16
تاریخ انتشار: شنبه 01 تير 1392 ساعت: 10:48قبل از ظهر
نظر

امکانات سایت

### اگه از هر یکی از اینا استفاده نکردی سرت کلاه رفته ###
خود دانی

collection.bmp

دوستان و همکاران

با مرجع گرافیک دوست شوید !

محل لگوهای شما محل لگوهای شما محل لگوهای شما محل لگوهای شما محل لگوهای شما محل لگوهای شما محل لگوهای شما محل لگوهای شما محل لگوهای شما محل لگوهای شما محل لگوهای شما محل لگوهای شما محل لگوهای شما محل لگوهای شما محل لگوهای شما محل لگوهای شما محل لگوهای شما محل لگوهای شما محل لگوهای شما محل لگوهای شما
تمامی حقوق سایت و قالب برای((***...jaleb...***)) محفوظ می‌باشد و هرگونه سؤاستفاده و کپی برداری پیگرد قانونی دارد | کپی رایت ۲۰۱۳
طراحی و سئو: تهران گراف ترجمه: قالب گراف